نگین و سعید 1387

I LOVE NEGIN

عید همگی مبارک باشه.

**امسال اولین سالی که تو رو دیگه ندارم,همه ی زندگیم بودی نفسم به تو وابسته بود میفهمی!!
این آهنگم شد عیدی امسال من که فکر کنم تا اخر عُمرم همین آهنگو گوش کنم و با خیال تو زندگی کنم ناراحت

**سال نو یعنی تو**

نه هوای تازه و نه لباس نو می خوام
هفت سین من تویی من فقط تو رو می خوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمی خواد
کاش یکی ما دو تا رو با هم آشتی می داد
شب عیدی آسمون وقتی که می باره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آیینه روشنه
آیینه ی زلال من دیدنت عید منه
سال نو یعنی تو،وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب،سفره چیدم که بیای
سال نو یعنی تو،وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب،سفره چیدم که بیای
شب عیدی آسمون وقتی که می باره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آیینه روشنه
آیینه ی زلال من دیدنت عید منه
شادی از تقویمم بی تو رفت و بر نگشت
انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت
شادی از تقویمم بی تو رفت و بر نگشت
انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت

 http:///images/70134131423039835705.jpg

۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | ٩:۳٤ ‎ب.ظ | سعید | نظرات () |

این شعرم شد عیدی من نه امسال بلکه یه عمر!

**عشقم نگین جونم عزیزم اینو بدون تو تنها عشق اول و آخر زندگیم بودی و خواهی بود!دیگه هیچکی تو قلبم جاتو نمیگیره!
این همه سال سختی کشیدیم که آخر به هم نرسیم... :'(
لعنت خدا به این روزگار...
***
افسردگی

امسالم مثل هر سال ، بدون تو تموم شد

امسالم گذشت و باز ، مثل هر سال حروم شد


امسالم مثل هر سال ، نیومدی تو پیشم

کم کم دارم از دوریت ، دیگه افسرده میشم


خسته شدم از اینکه ، تنهایی بشینم

تو کنج اتاقم ، هی عکساتو ببینم


خسته شدم و می خوام ، یادم بره هستم

من از همه دنیا ، دلگیرم و خستم


این عید و نمی خوام ، من عیدی ندارم

این عید واسه من روز عذابه


عیدم مثل هر روز ، هر روز مثل دیروز

من حال دلم ، خیلی خرابه


احساس می کنم دارم ، دق می کنم اینجا

این خونه یه زندونه ، این خونه و هر جا


هر جا که نشونی از ، تو اونجا نباشه

دق مرگ شدم و می خوام ، این دنیا نباشه


احساس می کنم دیگه ، هیچ راهی ندارم

من موندم و تنهاییم ، با این دل زارم


می سوزم و می سازم ، من هیچی نمی گم

اما عزیزم عید و تبریک به تو می گم

 

۱۳٩٢/۱٢/٢٧ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ | سعید | نظرات () |

من که خوابم نمیبرد ، خواب و راحتم راگرفته بیتابی
 عشق من! نیمه های شب شده و تو در آغوش همسرت خوابی
ازتوعمری گذشته اما من باخودم فکر میکنم
که هنوز تو همان دختر جوان هستی با همان گونه های سرخابی
فرض کن این اتاق پیش من است وهمین تخت با من خوشبخت
فرض کن این لباس خواب سفید فرض کن این ملافه ی آبی
اتفاقا شبی رباطکریم زیر باران من خراب شود
اتفاقا تو هم پس از باران اثری از خودت نمی یابی
پرده را میزنم کنار ، امشب از شب پیش هم سیاه تر است
فرض کن اتفاقا امشب هم نیستی و به من نمیتابی
پس کجا رفته آن دو چشم قشنگ؟ آن دو تا چشم کوچک دلتنگ
کو دل تنگ کوچکت؟کو آن صورت مهربان مهتابی؟
در کنارت کسیکه میخوابد گونهایت را چگونه میبوسد؟
آه... او را چگونه میبوسی؟! در کنارش چگونه میخوابی؟!
باز هم قرص دیگری خوردم بلکه مُردم، دل از تو هم کندم
و خودم را به سختی آکندم به همین خواب های مردابی
نتوانستم از تو دل بکنم شب فردا به یادت افتادم
ساعتم را که کوک میکردم فکر کردم کنار من خوابی...

۱۳٩٢/۱٢/۱٠ | ٩:٠۳ ‎ب.ظ | سعید | نظرات () |

سلام دوستان گلم.خیلی وقت بود به وبلاگم سر نزده بودم دلم تنگ شده بود واسه این کلبه ی عاشقونم,اینجا رو با عشق ساختم و امید به روزهای خوب داشتم اما چی شد آخرش جز شکست عشقی....
فقط میتونم بگم خدا از خانواد هایی که سخت گیرن و حاضر نمیشن 2 جوون عاشق به هم برسن نگذره.بیشتر خانواده ی دختر ها منظورمه.
عشقمو از دست دادم و حالا دیگه روزا واسم هیچ فرقی نمیکنه
بی رو ح و ساکتم,نبضم نمیزنه پلکم نمیپره...میدونم امشبم از خواب میپرم از گریه تا سحر خوابم نمیبره,این زنده موندنه؟بازنده موندنه بی عشق زندگی مرگ است و بهتره...
**دوستان عزیزم دیگه این وبلاگ مطالب عاشقونه نیمذاره و هر چی از این به بعد خواهم گذاشت غم و ناراحتی و غصه است تا شاید به آرامش برسم...

.

۱۳٩٢/۱٢/٩ | ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ | سعید | نظرات () |

www . night Skin . ir